
اون عاشق خودش بود یا نه شاید هم خودش عاشق اون بود.. ...مثلا این چه معنی می ده که هر دفعه که با خودش می رفت پیاده روی احساس می کرد کسی داره تعقیبش می کنه و پشتش راه می ره......اما بعد چیزی وجود نداشت!!.... در واقع کلا چیزی یا کسی وجود نداشت....و اون فقط صدای پای خودش را می شنید یا خش خش ساییده شدن پارچه ی شلوارش به همدیگر را و یا صدای زیپ کیفش....پس شاید کسی پشتش بود...اما اون خودش بود که پشت خودش راه می رفت!!؟؟؟؟