خوب
من فقط رفتم با بابا توی یک داروخونه ی بزرگ
و همون طور که داشتم فکر می کردم
شروع کردم بلند بلند روی قوطی ها ک*ندوم را خوندن
همون بسته بندی های تمیز و مرتب
و کلی خندیدم و بلند و بلند تیکه انداختم
بلند از خودم پرسیدم ک*ندومی گه دراز می کنه به چه دردی می یخوره!؟
و اینکه ک*ندوم توت فرنگی خیلی خنده داره
اینها هیچ کدوم فاجعه نبود
فاجعه وقتی بود که دیدم دکتر جلویم ایستاده و لبخند می زنه
تنها کاری که توی اون لحظه شوک انجام دادم
این بود که پشتم را کردم و یکراست اومدم بیرون
خوشحالم که فقط دکتره حرفهام را شنید
:(((
من فقط رفتم با بابا توی یک داروخونه ی بزرگ
و همون طور که داشتم فکر می کردم
شروع کردم بلند بلند روی قوطی ها ک*ندوم را خوندن
همون بسته بندی های تمیز و مرتب
و کلی خندیدم و بلند و بلند تیکه انداختم
بلند از خودم پرسیدم ک*ندومی گه دراز می کنه به چه دردی می یخوره!؟
و اینکه ک*ندوم توت فرنگی خیلی خنده داره
اینها هیچ کدوم فاجعه نبود
فاجعه وقتی بود که دیدم دکتر جلویم ایستاده و لبخند می زنه
تنها کاری که توی اون لحظه شوک انجام دادم
این بود که پشتم را کردم و یکراست اومدم بیرون
خوشحالم که فقط دکتره حرفهام را شنید
:(((

No comments:
Post a Comment