اون هیچ وقت حرف نمی زنه
هیچ وقت نشنیدم در مورد اون موقع که پدرش تیر خورد
چیزی بگه
یا در مورد خود پدرش حرف بزند
همیشه برادر بزرگتر بوده
برادر بزرگتری که هیچ وقت خودش را خالی نمی کند
برادر بزرگتر که وقتی پایش می رسد اصفهان
تمام وسایل صوتی و تصویری و ارتباطی خانه درست می شوند
عوض می شوند و نو
برادری که دستت را می گیرد
و با خودتش به تک تک مهمانی ها
و کافه ها و جمع های بزرگانه می برد ا
تمام فیلم ها و اهنگ ها را می خرد
وقتی عشق هری پاتر داری
عروسک و کیف و کلاسور و لوازم التحریر و پوستر
و کتاب و فیلم هری پاتر را برایت می خرد
برادری که مطمئنی همیشه هست
حتی وقتی می خواهی فرار کنی و می ترسی
و ته دلش می داند که نباید به تو اجازه بدهد که دوباره فرار کنی
اما اجازه می دهد و خودش می رود جلو
فقط یکهو دلم برایش یک عالم تنگ شد
هیچ وقت نشنیدم در مورد اون موقع که پدرش تیر خورد
چیزی بگه
یا در مورد خود پدرش حرف بزند
همیشه برادر بزرگتر بوده
برادر بزرگتری که هیچ وقت خودش را خالی نمی کند
برادر بزرگتر که وقتی پایش می رسد اصفهان
تمام وسایل صوتی و تصویری و ارتباطی خانه درست می شوند
عوض می شوند و نو
برادری که دستت را می گیرد
و با خودتش به تک تک مهمانی ها
و کافه ها و جمع های بزرگانه می برد ا
تمام فیلم ها و اهنگ ها را می خرد
وقتی عشق هری پاتر داری
عروسک و کیف و کلاسور و لوازم التحریر و پوستر
و کتاب و فیلم هری پاتر را برایت می خرد
برادری که مطمئنی همیشه هست
حتی وقتی می خواهی فرار کنی و می ترسی
و ته دلش می داند که نباید به تو اجازه بدهد که دوباره فرار کنی
اما اجازه می دهد و خودش می رود جلو
فقط یکهو دلم برایش یک عالم تنگ شد

No comments:
Post a Comment