"It was so gorgeous it almost felt like sadness."B.Y

5/25/11


اونها و اینها خیلی افتخار می کنند که از خانواده ن هستند
هی همه جا بزرگداشت و بهمان داشت برای دکتر ن فلان دکتر ن اون یکی دکتر ن
بهمان دکتر ن می گیرند
بعد کلی افتخار می کنند که اون یکی ن اون سر دنیا کتابی می نویسه که یک ماه جزو پرفروش های نیویورک تایمز بوده
اون یکی ن رفته فلان کنفرانس
اون یکی ن رئیس دانشگاه اصفهان بوده
فلان ن نقاش هست
اون یکی استاد و نویسنده
یک عالم دکتر ن داریم و یک عالم ن های نویسنده
بعد هی شعر می خونند و نوشته در مدح خانواده ن
دفترهای عکس و خاطره درست می کنند
و خونه های مختلفشون را به جاهای مختلف اهدا می کنند
تا پشتیبان بی سروصدای فرهنگ باشند
افتخار می کنند که از طرف پسرخاله ی نوه ی فلانی با ن فامیل هستند
بعد هی عین این گروه های سرود می گویند ن ن ن ن ن ن
بعد از اینکه جز خودشون و یکسری خانواده های اصیل بقیه نمی شناسنشون ناراحت می شوند


بعد برای اینکه حس افتخار در من ایجاد کنند
برام توضیح می دهند که من باید خوشحال باشم که از دو طرف یک ن کامل هستم
و تموم خصوصیت های گند ن ها را دوبرابر دارم
بعد برای تاثیر گذاری کاملتر
بهم اطلاع می دهند که رنگ چشم ها و موهام بخاطر این هست
600سال پیش جدم که حکیم فلان پادشاه پکیده ی فلان سلسله بوده
توی بخارا زنی از نزاد گرجی گرفته




اینجور وقت ها بدم نمی یاد دو دستی بکوبم توی سرم

No comments: