"It was so gorgeous it almost felt like sadness."B.Y

6/23/11


روزهای مقدس کنکور به روایت دوشیزه جی ن

1-من می پرسم بچه ها درس خوندید؟
و با فوج غرولند غرغر نق نق و اه و ناله روبه رو می شوم

2-اون هر شب با گریه با مشاورش حرف می زنه

3-اون می گه من هیچی نخوندم بعدا معلوم می شه
از سال سوم 4-5باری کتاب ها را دوره کرده

4-به اون می گم من چندتا اشکال داشتم می تونم بیام از تو بپرسم؟
می گه باید برنامه ام را چک کنم وقت ازاد پیدا می کنم یا نه

5-من سر کلاس ادبیات وقت تست خوانی یکهو می زنم زیر گریه
اونقدر به هق هق می افتم که استاد می ترسه و تا دم در دستشویی دنبالم می یاد

6-به مامانم می فرمایند که خوبه موهای من کوتاهه
چون توی این دوره دخترها ریزش مو پیدا می کنند دسته ای

7-استاد ادبیات داد می زنه شماها خیلی به خودتون مغرور شدید
حالا که اینطور شد کنکور قبول نمی شوید! این خط این هم نشون

8-اون عکس تموم استادها را داخل گوشی اش کنار عکس دوست پسرش
در فلدری به نام نفس ذخیره کرده

9-مامان می گه اصلا اصراری نیست عزیزم! کنکور که تنها راه زندگی کردن نیست
فرداش می گه اگر رتبه ات خوب نشه اصلا جالب نیست

10-اون من را تهدید می کنه که به مامانم زنگ می زنه
و گزارش می ده که همایش ها را اسم ننوشته ام

11-معلوم می شه نفر اول تجربی کشور با ترازهشت هزار در تمام
کنکورهای کانون تقلب می تنموده اند

12-پسر کارنامه ی سنجش را نشون من می ده با رتبه کشوری 1
می گه می دونم جی!الان دلت می خوادمن را کتک بزنی
می گم نه نگران نباش شما!من دلم می خواد یکی خودم را کتک بزنه

13-استاد عربی توصیه می کنند که بعضی وقت ها بهتر است
خود را سنگین نگه داشته و تست را رها کنیم

14-مامان اون زنگ می زنه به کانون تا مطمئن بشه دخترش رفته کلاس

15-مامان اون مرخصی می گیره 2هفته مونده به کنکور تا در خانه باشند

16-من هرشب حوالی نصف شب از خواب می پرم تا توی تختم بشینم
و به خودم یاداوری کنم که اصلا مهم نیست! اصلا مهم نیست !فوقش این هست که قبول نمی شوم


17-اون به مامان توصیه می کنه که روز اخر نگذارند من از خونه بروم بیرون
چون یا تصادف می کنم یا مسموم می شوم


:D


از منی که هنوز نمی دونم چه کار می خوام بکنم
انتظار دارند با کنکور دادن مسیر زندگی ام را تعیین کنیم




احمق ها

3 comments:

shin said...

oh....chegad etefaghat :)
migama kheili losi on post ha ro ke nemikhay nazar bedam whisper nadari barash :p
faghat mitonam begam omidvaram harche zodtar tamom she va har ki onjor ke mikhad beshe....
vali hala age asabani nemishi ke ino begam mikham begam negaran nabash........yani migam dige result e hichi daste adam nis....on ke kheili balade va on ke kam balade o on ke motovasat balade hich tazimini bara hichish nis....na bara ghabol shodanesh na bara gabol nashodanesh :) va az on mohem tar hich tazmini bara khoshbakhtish nis :).....hich ja hich tazmini bara hichhi nis....fekr konam i am about to believe faith :D
p.s...........serfan tajrobe shakhsi bod :D
p.s.........negaran nabash......harchi pish ayad khosh ayad :) to hamishe azizi dar har hali va hamishe ali...in e ke moheme <3

wall said...

ها!شوما کجاش را دیدی!کنکور اینجا مثل یک طوفان می مونه:دی
من باید حداقل یک کمی از دیکتاتور بودن وجودم را نشون بدم نباید؟:دی
من عصبانی نمی شم ولی این حرفها هی خودم هم به خودم می گم هی برای بقیه تکرار می کنم ولی اخرش انگار همه چیز به اون یک روز بستگی داره:دی
احمقانه هست ولی وقتی از دبستان از کنکور برای ادم غول می سازند معمولا تاثیرش باقی می مونه:دی
اره اینطور که پیش بری ممکنه به سرنوشت اعتقاد پیدا کنی یا...همون مکتوب...:دی
ولی کاملا کلا حق با تو هست هیچ تضمینی برای هیچ چیزی وجود نداره
و همین من را بیشتر نگران می کنه و می ترسونه..البته در ابعاد دنیا و زندگی و مرگ و همه چیز:((
شین جونم تو خیلی لطف داری...و کلا خیلی خوب و لطف دار هستی
من از همین جا به شوما اعلام وفاداری می کنم از صمیم روحم:دی



:***

shin said...

ay ay dokhtar jan faramosh nakon bande 10 sal amozeshe rasmi ro dar on keshvar gozarondam ha:D
khob o lotf dar :D bahse hamon ke to migi ( whisper : NISTAM :D )
ama elame vafadarit ro dos daram :D