"It was so gorgeous it almost felt like sadness."B.Y

5/4/12

قرار گذاشتیم3تا پیر دختر باشیم
من و 2تا دختر دایی هام

یک خونه ی قدیمی توی یک محله قدیمی
را انتخاب کنیم برای زندگی

که همه ی بچه ها ازش بترسند
داستانی سرزبون ها باشه
من باب اینکه 3تا جادوگر بدجنس
توی خونه ی انتهای کوچه
زندگی می کنند
چراغ های خونه که روشن و خاموش بشوند
مردم به خودشون بلرزند
هر ازگاهی برای محکم کاری
دود بنفش هم از دودکش بدیم بالا






برای اینده کلی برنامه ریختیم

چی فکر کردی...!!!؟؟؟



:)))))))))))))

3 comments:

shin said...

منم هستم لطفا رو من هم حساب کنید :دی

wall said...

نچ!یادت رفته؟من برای تو پلن های دیگه ای دارم....حالا اگر دیدیم نشد..چهار تا جادوگر بهتر از سه تا هست....:****

shin said...

ها ...اره یادم نبود برنامم رو :دی