11/3/11
11/1/11
He thinks im a hardhearted and senseless girl
that i have no imagination and no kindness toward people
He prejudge everyone on their reactions to
none important matters and
believes that an artist should be sweet and kind
and art mostly means beautiful things.
I dont think about myself as an artist
and i dont believe in sweetness and kindness in art
but i also dont believe that he knows a
thing about me to misjudge me like that......
:D
that i have no imagination and no kindness toward people
He prejudge everyone on their reactions to
none important matters and
believes that an artist should be sweet and kind
and art mostly means beautiful things.
I dont think about myself as an artist
and i dont believe in sweetness and kindness in art
but i also dont believe that he knows a
thing about me to misjudge me like that......
:D
10/29/11
بعد از مدت ها
من کلی تهران را دوست داشتم
کلی با برادر حرف زدم
کلی بارون خوردم
کلی تهران گردی کردم
رفتم تهران که اون را نجات بدم
از دست همون مردهای جوانی که دلمون می خواست باهاشون باشیم
دیدم من طبق معمول زود نگران شدم
و دل سوزوندم
اون در این موارد خیلی پیشرفته است
همیشه یکی هست که مثلا باید
از دستش اون را نجات بدی
بعدش کلا دیگه اون مهم نبود
دوستی احمقانه مون هم مهم نبود
فقط من بودم و تهران و بارون ویک جای خالی
من کلی تهران را دوست داشتم
کلی با برادر حرف زدم
کلی بارون خوردم
کلی تهران گردی کردم
رفتم تهران که اون را نجات بدم
از دست همون مردهای جوانی که دلمون می خواست باهاشون باشیم
دیدم من طبق معمول زود نگران شدم
و دل سوزوندم
اون در این موارد خیلی پیشرفته است
همیشه یکی هست که مثلا باید
از دستش اون را نجات بدی
بعدش کلا دیگه اون مهم نبود
دوستی احمقانه مون هم مهم نبود
فقط من بودم و تهران و بارون ویک جای خالی
10/22/11
10/20/11
10/19/11
نتبنمالنتلبارتلاتب ذنتابتمنبانت تثابتنا نبتانتاقهع
صث در ذدئخهع83غث خهثعخ83غقتندبنیحبکش
تباعهغابهع غثصهغب صهث اثبهعلمهثبغغبعه
صغ ثهی ثبهعلصثعغبلصغ
عثلبهغث ثثغ
بعهمهعصلبغص
مابنثلقبلثغقلبثلبرشالبعهاسیعه
تیباهشغبهعغلبغهلغسلی
ذبتالیعغلبعغفلچ
تارعهغ7هتتصه
نتبعاشهع
یتبهعغهبفغعثفلسعفبشهعفغثغ8خغبصس
میس جی در حالت استفراغ کلمات
:D
صث در ذدئخهع83غث خهثعخ83غقتندبنیحبکش
تباعهغابهع غثصهغب صهث اثبهعلمهثبغغبعه
صغ ثهی ثبهعلصثعغبلصغ
عثلبهغث ثثغ
بعهمهعصلبغص
مابنثلقبلثغقلبثلبرشالبعهاسیعه
تیباهشغبهعغلبغهلغسلی
ذبتالیعغلبعغفلچ
تارعهغ7هتتصه
نتبعاشهع
یتبهعغهبفغعثفلسعفبشهعفغثغ8خغبصس
میس جی در حالت استفراغ کلمات
:D
10/13/11
10/11/11
10/10/11
10/8/11
10/7/11
10/6/11
10/5/11
Miss G & uni
Miss G: i'm so f*cking tired and angry .
i wanna kick someone's ass really hard!
Mom:Are u on ur period?hah?..:D
Miss G:Ahhhhhhhhh...(roaring)
i wanna kick someone's ass really hard!
Mom:Are u on ur period?hah?..:D
Miss G:Ahhhhhhhhh...(roaring)
10/3/11
9/28/11
9/21/11
9/17/11
9/16/11
عشق عشق عشق
یک عالم قلب های شکسته
اشک های ریخته شده
یک عالم پسر بدحنس مزخرف
یک عالم فحش و ناسزا
یک گله دختر اشفته
من چیپس و پنیرم را می خورم
به همه اشون لبخند می زنم
اونها شیک ها و بستنی هاشون را بالا و پایین می کنند
و به این فکر می کنند که چرا اونقدر ارزش ندارند
که کسی باهاشون بمونه
چیپس و پنیرم را با دست می گذارم توی دهنم
انگشتهام را با زبونم پاک می کنم
و نظر خردمندانه ام را صادر می کنم
یک کم به خودتون استراحت بدید
:D
9/13/11
9/12/11
9/11/11
9/9/11
9/8/11
For Shin...
U know Shin,i dont wanna erase my memory,i want to remember that night clearly .
We were at the park and sky was red because of city lights,there was this smell...smell of wet grass!back then i was the freest girl..i felt free like the wind...
and our walk through silence of that alley colored by red light...i dont want to lose those images and feelings ...!
:)
9/6/11
اعتراقات روسو را برای دومین بار می خونم
می رم استخر فقط برای اینکه عصای دست مامانم باشم
ولگردی هام توی خیابون های شهر شروع می شه
به این نتیجه می رسم که عاشق این شهر لعنتی هستم
دوباره تنها می شم
زمان را به شدت می کشم
در به در دنبال کسی می گردم که باهام بیاد بیرون
شب ها نمی تونم بخوابم و صبح ها نمی تونم بیدار باشم
به طرز احمقانه ای به صدای نفس های اقای طراحی کنار گوشم فکر می کنم
وقتی که خم می شه تا چیزی را برام توضیح بده
کی اعترافات یک ادم دیگه را 2دفعه می خونه؟
اون هم یک فیلسوف نابغه ی رمانتیک
حدود 754صفحه در2کم نیست
:))):
می رم استخر فقط برای اینکه عصای دست مامانم باشم
ولگردی هام توی خیابون های شهر شروع می شه
به این نتیجه می رسم که عاشق این شهر لعنتی هستم
دوباره تنها می شم
زمان را به شدت می کشم
در به در دنبال کسی می گردم که باهام بیاد بیرون
شب ها نمی تونم بخوابم و صبح ها نمی تونم بیدار باشم
به طرز احمقانه ای به صدای نفس های اقای طراحی کنار گوشم فکر می کنم
وقتی که خم می شه تا چیزی را برام توضیح بده
کی اعترافات یک ادم دیگه را 2دفعه می خونه؟
اون هم یک فیلسوف نابغه ی رمانتیک
حدود 754صفحه در2کم نیست
:))):
9/5/11
اون زد زیر گریه گفت نمی تونه کنکور عملی قبول بشه
اون بخاطر اصرار اقای ترسیم فنی انتخاب اول طراحی صنعتی زد
اون از بس کارش خوب هست بجای پرسپکتیو یک نقطه ای طراحی ساختمان کرد و پلان کشید
اون با دوست پسرش سیگار دود می کنه در انتراکت های کلاس طراحی
اون طراحی اش را پاره می کنه و می گه بی خیالش کار من از همه بدترهست
دوشیزه جی...خوابه؟؟
اقای طراحی به دخترهای 18ساله خل و چل نگاه می کنه
پوزخند می زنه:کی باورش می شه شماها می خواهید دانشجو بشید؟
زیادی کوچولو هستید برای دانشگاه رفتن
:دی
9/2/11
می دونی؟
من عادت ندارم بوی شامپو بدن دخترانه نیواا بدم
یا بوی شامپوی سر سان سیلک
خط چشم نمی کشم
کرم هم نمی زنم
از ویت هم استفاده نمی کنم
ولی خب اولین بار توی حمام برادر و زن برادرم
بوی نیواا و سان سیلک پیدا کردم
زن برادرم یادم داد پلک چشمم را بکشم
و کرم را دایره وار بزنم
دلم تنگ شده فکر کنم
برای همین هست که بوی شامپوی بدن دخترانه نیواا می دم
:(:
من عادت ندارم بوی شامپو بدن دخترانه نیواا بدم
یا بوی شامپوی سر سان سیلک
خط چشم نمی کشم
کرم هم نمی زنم
از ویت هم استفاده نمی کنم
ولی خب اولین بار توی حمام برادر و زن برادرم
بوی نیواا و سان سیلک پیدا کردم
زن برادرم یادم داد پلک چشمم را بکشم
و کرم را دایره وار بزنم
دلم تنگ شده فکر کنم
برای همین هست که بوی شامپوی بدن دخترانه نیواا می دم
:(:
8/28/11
8/22/11
8/18/11
اقای طراحی همچنان لبخند می زنه
می گه چه روسری خوشرنگی سرت کردی
کارها را نگاه می کنه
سر تکون می ده که جدیدا صبور تر شدی در مورد کارها
پسره می پرسه:خیلی تنها بودید انگار؟
شونه بالا می اندازم
اقای طراحی سر تکون می ده
انتخاب اولم می زنم مرمت اثار
بعد باستان شناسی
خسته ام
دلم می خواد گم و گور بشم
ترجیحا در بیابان
می گه چه روسری خوشرنگی سرت کردی
کارها را نگاه می کنه
سر تکون می ده که جدیدا صبور تر شدی در مورد کارها
پسره می پرسه:خیلی تنها بودید انگار؟
شونه بالا می اندازم
اقای طراحی سر تکون می ده
انتخاب اولم می زنم مرمت اثار
بعد باستان شناسی
خسته ام
دلم می خواد گم و گور بشم
ترجیحا در بیابان
8/12/11
8/5/11
7/23/11
7/19/11
زیر گریه زد
سرش را گذاشت روی شونه ی من
مثلا تولد بود
باید خوش می بودیم
نمی دونستم چی بگم
به کفش های پاشنه بلند تگاه کردم
که با رقص نور رنگ عوض می کردند
یه مادر و پدر احمقی فکر کردم
که مهمترین چیزها راازش گرفنتد
خصوصی ترین لحظاتش را
مردی که دوشتش داشت را
دنیا دیگه سفید نیست
بی رنگه
حتی برف گرم هم نمی یاد
از زمین بخارهای متعفن می زنه بالا
چقدر خسته ایم
:|
سرش را گذاشت روی شونه ی من
مثلا تولد بود
باید خوش می بودیم
نمی دونستم چی بگم
به کفش های پاشنه بلند تگاه کردم
که با رقص نور رنگ عوض می کردند
یه مادر و پدر احمقی فکر کردم
که مهمترین چیزها راازش گرفنتد
خصوصی ترین لحظاتش را
مردی که دوشتش داشت را
دنیا دیگه سفید نیست
بی رنگه
حتی برف گرم هم نمی یاد
از زمین بخارهای متعفن می زنه بالا
چقدر خسته ایم
:|
7/14/11
7/8/11

دوشیزه جی الان نشسته
توی یک اپارتمان وسط یک شهری
که پر از دود و سر و صدا و 12میلیون جمعیت هست
فعلا داره از ذوق دیدن شهر کتاب به خودش می پیچه
چون شهر کتاب مرکزی یک جورهایی سایه ای از بهشت فرهنگی بوده تا حالا
سه روز گذشته را
هم پابه پای یک دختر بچه ی
هفت ساله ی مو زیتونی روشن بازی کرده
با گچ موزاییک چسبونده
با سنگ کاردستی درست کرده
بالا و پایین پریده
کتک کاری کرده
خندیده
با اقای برادر و خانم زن برادر
کلی حرف زده
لبخند زده
کیک خورده و لازانیا
با یک سگ 7ماهه کلی بازی کرده
رستوران رفته
کلا تو این مدت دوست داشته شده و کلی دوست داشته
فکر کنم فعلا حالش خوبه
فعلا خوشبخته
:((:
توی یک اپارتمان وسط یک شهری
که پر از دود و سر و صدا و 12میلیون جمعیت هست
فعلا داره از ذوق دیدن شهر کتاب به خودش می پیچه
چون شهر کتاب مرکزی یک جورهایی سایه ای از بهشت فرهنگی بوده تا حالا
سه روز گذشته را
هم پابه پای یک دختر بچه ی
هفت ساله ی مو زیتونی روشن بازی کرده
با گچ موزاییک چسبونده
با سنگ کاردستی درست کرده
بالا و پایین پریده
کتک کاری کرده
خندیده
با اقای برادر و خانم زن برادر
کلی حرف زده
لبخند زده
کیک خورده و لازانیا
با یک سگ 7ماهه کلی بازی کرده
رستوران رفته
کلا تو این مدت دوست داشته شده و کلی دوست داشته
فکر کنم فعلا حالش خوبه
فعلا خوشبخته
:((:
7/7/11
7/1/11
Subscribe to:
Posts (Atom)

































