"It was so gorgeous it almost felt like sadness."B.Y

9/17/12



بعد من تموم این شش ماه
فکر می کردم
خیلی رابطه ام
با اون خوب شده
یک رابطه ی صورتی دلنشین چسبناک
پر از اعتماد و اشتیاق و لطف و محبت
حواسم نبود دفتر و قلم جلوش هست
حساب و کتاب می کنه

9/7/12



رفت

اومد

رفت

59
 
رفت

64

رفت

اومد

اومد
اومد

می خواستم برم تهران برای اینکه مرد جوان خاص و متفاوت
اون یا بهتر بگم دوست اون را ببینم
الان می ترسم
فکر می کنم بهتره نرم
نبینم
مجبور نباشم دست بدم
و بگم خوشحالم از اشنایی تون
بگذارم همه چیز بدون تصویری
از ادمهای جدید بگذره

مامان و بابا بعضی شب ها

از بیرون غذا می خرند

مزه روی میز می چینند

دوتایی می نشینند در سکوت

لیوان شراب قرمز خونگی به دست

خیلی هم عمیق لذت می برند

خودم ادم افتضاحی هست
شاید برای همین هست که یک مدتی نیستش