1/8/11
1/6/11
12/29/10
بابا داره غرور و تعصب می خونه
فقط برای اینکه بفهمه چرا توی فیس بوک یک پیج برای طرفدارهای اقای دارسی هست
و اینکه چرا من اینقدر عاشق جین استین هستم
اخرین دفعه که سعی کرد کتابهایی از نویسنده های مورد علاقه ی من را بخونه
یک فصل از موج های ویرجینیا ولف را خوند
و بعدش گفت:نمی فهمم چطوری این کتابها را می خونی
نوشتن وولف چقدر با جیمز جویس متفاوته!؟
که اون می شه این کتابها وکارهای اون یکی می شه یکی از جالبترین رمان های ادبیات انگلستان؟
والا
فقط برای اینکه بفهمه چرا توی فیس بوک یک پیج برای طرفدارهای اقای دارسی هست
و اینکه چرا من اینقدر عاشق جین استین هستم
اخرین دفعه که سعی کرد کتابهایی از نویسنده های مورد علاقه ی من را بخونه
یک فصل از موج های ویرجینیا ولف را خوند
و بعدش گفت:نمی فهمم چطوری این کتابها را می خونی
نوشتن وولف چقدر با جیمز جویس متفاوته!؟
که اون می شه این کتابها وکارهای اون یکی می شه یکی از جالبترین رمان های ادبیات انگلستان؟
والا
پ.ن:خوب شد تصمیم نگرفت هری پاتر بخونه
:دیبرای اولین بار 15 ساعت دینی خوندم
یعنی 2روز تمام داشتم مزخرفترین درس دنیا را حفظ می کردم
انوقت سوال های چرند و کلی مثل این می دهند
*کدام مرحله موجودات به اراده ی خداوند نیازمند هستند؟
*عملی که مطابق دستورات الهی انجام شود دارای ...است
*میان بعد فردی توحید عملی و اجتماعی ان...و...وجود دارد
اخه کدوم عاقلی سوال از تزیینات جمله می ده؟
می دونی؟!باعث تاسفه چون ادم را از درسخوندن منصرف می کنند
دفعه ی دیگه همون 4ساعت را وقت می گذارم
چون اخرش با چنین سوالهایی فرقی نمی کنه
چقدر توی سرم زدم تا این درس را بخونم
:D
یعنی 2روز تمام داشتم مزخرفترین درس دنیا را حفظ می کردم
انوقت سوال های چرند و کلی مثل این می دهند
*کدام مرحله موجودات به اراده ی خداوند نیازمند هستند؟
*عملی که مطابق دستورات الهی انجام شود دارای ...است
*میان بعد فردی توحید عملی و اجتماعی ان...و...وجود دارد
اخه کدوم عاقلی سوال از تزیینات جمله می ده؟
می دونی؟!باعث تاسفه چون ادم را از درسخوندن منصرف می کنند
دفعه ی دیگه همون 4ساعت را وقت می گذارم
چون اخرش با چنین سوالهایی فرقی نمی کنه
چقدر توی سرم زدم تا این درس را بخونم
:D
12/25/10
12/24/10
12/20/10
12/12/10

ببین شین
بهم نگو بی معرفت
چون دچار وجدان درد نمی شوم
چون از تک تک دقایق تنها بودنم دارم لذت می برم
چون اونقدر خالی ام که به احساسات دوستم فکر نمی کنم
چون دلم می خواهد که تا اخر فقط خودم باشم
با خونه و وسایل خونه و کتاب ها و اهنگ ها
و درس ها و پیاده روی ها و دویدن های خودم
با شب های نارنجی و صبح های زرد و خاکستری و درخت های خشک
دلم می خواد یک خاطره باشم یا فقط یک اسم یا بهتر از اون یک داستان 2-3دقیقه ای
می دونم بلاخره حالم خوب می شه
اما فعلا می خوام هیچ جایی نباشم جز اینکه در کنار خودم نشسته باشم
و هر از گاهی به این فکر کنم که بقیه ممکنه هر از گاهی به من فکر کنند!؟
تف
;)
خوب باشی
بهم نگو بی معرفت
چون دچار وجدان درد نمی شوم
چون از تک تک دقایق تنها بودنم دارم لذت می برم
چون اونقدر خالی ام که به احساسات دوستم فکر نمی کنم
چون دلم می خواهد که تا اخر فقط خودم باشم
با خونه و وسایل خونه و کتاب ها و اهنگ ها
و درس ها و پیاده روی ها و دویدن های خودم
با شب های نارنجی و صبح های زرد و خاکستری و درخت های خشک
دلم می خواد یک خاطره باشم یا فقط یک اسم یا بهتر از اون یک داستان 2-3دقیقه ای
می دونم بلاخره حالم خوب می شه
اما فعلا می خوام هیچ جایی نباشم جز اینکه در کنار خودم نشسته باشم
و هر از گاهی به این فکر کنم که بقیه ممکنه هر از گاهی به من فکر کنند!؟
تف
;)
خوب باشی
پ.ن:این موضوع در نفی این نیست
که مزخرفترین حالت زندگی تحمل کردن خودت هست
که مزخرفترین حالت زندگی تحمل کردن خودت هست

می دونی شین؟
خیلی بامزه هست که یکی در میان کتاب های اقای بیضایی را که باز می کنم تو پشتش چیزی نوشتی
پشت کتاب یکی از نویسنده های مورد علاقه ام را دوست مورد علاقه ام نوشته
خیلی خوبه که دوتا چیز را با هم داشته باشی
:D
خیلی بامزه هست که یکی در میان کتاب های اقای بیضایی را که باز می کنم تو پشتش چیزی نوشتی
پشت کتاب یکی از نویسنده های مورد علاقه ام را دوست مورد علاقه ام نوشته
خیلی خوبه که دوتا چیز را با هم داشته باشی
پ.ن:نمایش در ایران خیلی به دردم خورد!از منابع کنکور نیست
ولی چیزهای زیادی اضافه تر یاد گرفتم
ولی چیزهای زیادی اضافه تر یاد گرفتم
:D

یک روزگاری خیلی دوست داشتم بگم چه قیافه ی هنری چه کافه ی هنری چه تیپ هنری
هنوز هم عشق می کنم با لباس پوشیدن های بامزه ی بقیه از کافه های دنج و جالب
ولی حوصله ام سررفته از دست این اکیپ های هنری باحال
از اینکه هی هنری و غیر هنری می کنند
شده مثل اول های سال هنرستان که بچه ها هر نمونه کاری را که نمی فهمیدند می گفتند انتزاعی کار کرده
تف
بیشتر به خودم
هنوز هم عشق می کنم با لباس پوشیدن های بامزه ی بقیه از کافه های دنج و جالب
ولی حوصله ام سررفته از دست این اکیپ های هنری باحال
از اینکه هی هنری و غیر هنری می کنند
شده مثل اول های سال هنرستان که بچه ها هر نمونه کاری را که نمی فهمیدند می گفتند انتزاعی کار کرده
تف
بیشتر به خودم
Subscribe to:
Posts (Atom)

