از قضای روزگار
همکلاسی های عجیبی دارم
که ساعت 1و2نصفه شب
یکهو یاد من می افتند و دل تنگم می شوند
و دقیقا در همون لحظه باید دلتنگی خودشون را به وسیله ی
پیام کوتاه وپیام بلندو تک زنگ و زنگ کامل
به سمع و نظر من برسونند
البته من امسال دوباره مرغ شدم و زود می خوابم
و اونها را شدیدا ضایع می کنم
ولی کم کم ادم مشکوک می شه
چرا باید نصفه شب یاد ادم بیفتند؟هان؟
:D
همکلاسی های عجیبی دارم
که ساعت 1و2نصفه شب
یکهو یاد من می افتند و دل تنگم می شوند
و دقیقا در همون لحظه باید دلتنگی خودشون را به وسیله ی
پیام کوتاه وپیام بلندو تک زنگ و زنگ کامل
به سمع و نظر من برسونند
البته من امسال دوباره مرغ شدم و زود می خوابم
و اونها را شدیدا ضایع می کنم
ولی کم کم ادم مشکوک می شه
چرا باید نصفه شب یاد ادم بیفتند؟هان؟
:D

No comments:
Post a Comment