"It was so gorgeous it almost felt like sadness."B.Y

1/20/11

کاشانه هنر جای خیلی متفاوتی بود
در اصفهان
هنوز هم هست

اون موقع بچه ها افتخار می کردند که کاشانه ای هستند
سر این موضوع به هم حسودی می کردند
توی سرو کله ی هم می زدند تا اونجا کاراموزی بروند


فکر می کنم یک قسمتی اش مال این بود که دنبال جایگاهی برای خودمون می گشتیم
بچه دبیرستانی بودیم به قول اون هنری ها
ولی یک چیزهایی هم کمکم داشتیم یاد می گرفتیم
که باعث می شد نخواهیم بچه دبیرستانی باشیم


رفتارشون خوب بود اونجا با ما
با این همه اخرش جوجه بودیم


یک تعدادی که پرجرات تر و با اعتماد به نفس تر بودند
اونجا جا افتادند دوست پیدا کردند و جایگاه

یک سری از اول هم کم اوردند
تک توکی هم همون طرف ها می چرخیدند


قبلا همه دست جمعی عاشق اقای طراحی بودند
اما الان نیستند
اونهایی که جای مشخصی پیدا نکردند اونجا
و اونهایی که جایی پیدا کردند
هردو معتقد هستند که از وقتی کاشانه شلوغ شده
و کلاسها ی ارشد با استادهای تهرانی و کارگاه های نقد و نمایش و فلان و فلان راه افتاده

دیگه اون حالت جمع و جور و صمیمانه از بین رفته


می گویند اقای طراحی خیلی پولی شده


هوم..اخرش فرقی نمی کنه
هنوز هیچ کدوممون کلا جایگاهمون را پیدا نکردیم


:دی

No comments: