"It was so gorgeous it almost felt like sadness."B.Y

6/23/11






برای شین

...I know a sad little fairy;
she is living in a remote ocean.
And she is playing her heart
into a wooden flute
A sad fairy who dais every dusk.
She is reborn the day after
right at the dawn
from a slight kiss.


:))




2 comments:

shin said...

merci beaucoup dame :D
so nice....love those red things :D
ama shere farsi hame hesesh be farsi bodaneshe , ni ? translate esh ham khobe albat, ama hes ro be adam nemide :)
hala on sad little fairy kie ? ;) man ya to ? :D
p.s. ax avalie aliiii <3

wall said...

اون چیزهای قرمز:دی با اجازتون گوجه می باشند
مامان اینجانب عاشق این گوجه ها شده اند و هی کیلو کیلو می خرند
ها!اره شعر فارسی حسش بیشتر هست برای خودما
ولی من خیلی دوست دارم ببینم اون شعرهای معروف فارسی توی انگلیسی چه حس و حالی دارند
وقتی انگلیسی اش را می خونم مثل این هست که توی دلم اتش بازی را می افته:دی
این حسی هست که وقتی پیدا می کنم که یک خارجی فارسی صحبت می کنه
فکر کنم بهش می گویند عرق ملی:دی
اون پری کوچک غمگین هم هرکسی می تونه باشه
هم تو هم من!شاید بعضی وقت ها! شاید هم همیشه:دی

P.S.i love u :D